نظریات کشندی پس از آنکه خورشید به شکل ستاره ای مستقل تولد یافت موادی با منشا خورشیدی که از آن یا از ستاره ای دیگر جداشده بودند منجر به تولد منظومه ی شمسی شدند.
بی کرتن 1878 ـ ستاره ای گذرا جای دنباله دار را گرفت و در اثر این برخورد انفجاری نواختر مانند حاصل می شد که در نتیجه آن سیارات با چگالش مستقیم مواد گسیل شده تشکیل می شد.
اره فیوس 1913 ـ برخورد شاخ به شاخ دو ستاره باعث به وجود آمدن یک ستاره و یک رشته ی گازی می شود.
سی 1910 ـ برخورد دو سحابی از نوع ابر ها ی گازی را مورد بررسی قرار داد.
چمبرلین 1910 و مولتن 1905 ـ برخورد ستاره ها با یکدیگر موجب جدا شدن رشته ای گازی می شود که سیارات از چگالش مستقیم آنها به وجود می آیند.ابرهای جدا شده تحت تاثیر واکنش دو ستاره , تحت تاثیر گرانش یکی , موجب شکل گیری سیارات می شوند , که این امر به دلیل القای اندازه ی حرکت زاویه ای به آن است.
جنیز و جفریز 1916 و 1917 ـ برای اولین بار ادعا شد برای جدا شدن ابرهایی از یک ستاره , برخوردی واقعی ضروری نیست و در یک مقابله ی نزدیک برهم کنش گرانشی می تواند سبب ایجاد برآمدگی روی سطح جرم و جدایی آن شود.
نظریه ی جنیز برای اولین بار مدعی شد , این روند تحول را باکمک روابط ریاضیاتی نشان داده است. جفریز توانست نقطه ضعف سیستم مبنی بر عدم توانایی توضیح علت چرخش سیارات را پیدا کند و با وارد کردن نظریه ی بوفون , امکان برخورد خراشان را وارد مجموعه کند.
نوشته شده در پنجشنبه 31 خرداد1386 توسط Ghazale.A | لينك ثابت
|