سلام..این چندوقته خیلی به همم.. اصلا حوصله ی درس خوندن ندارم چه برسه به اپ کردن وبلاگ و.... اومدیم یکشنبه بریم رصد لااقل حال و هوامون عوض شه...که اونم کنسل شد...ای بابا..ای روووووزگارررررر...... خلاصه اعصابم کلی به همه... ایشالااا...روز فضایی...حالمون بهتر میشه... این خبری هم که میزارم الان...منبعش سایت مجله نجومه...
برنامه تلويزيوني "آسمان شب" به مناسبت هفته فضا هر شب از شبکه چهار سيما پخش مي شود. اين برنامه حوالي ساعت ۱۹ به مدت سي دقيقه و به صورت زنده پخش خواهد شد.
شبکه چهار سيما در هفته فضا علاوه بر برنامه آسمان شب، سري برنامه "چهار سوي علم" خود را نيز با موضوع نجوم و فضا به روي آنتن خواهد برد.
یادتون نره ببینین...جمعه۲۵ آبان رو هم یادتون نره...پارک ملت
نوشته شده در سه شنبه 22 آبان1386 توسط Ghazale.A | لينك ثابت
|
سلام... این مدرسه ها هم که باز شد....باهاش بدبختی و گرفتاری من هم شروع شد. ...ای بابا....یه چند وقت داشت خوش میگذشت...یه هو اول مهر میشه ضد حال میزنن.....اه اه اه...اصلا این مدرسه هم دست و پا گیریه واسه خودش..... نه آدم میتونه را به راه رصد بره...نه میتونم کتاب بخونم.. نه بیرون برم...نه اینترنت برم...نه گردشی نه تفریحی.......اصلا کار و کاسبی آدم کساد میشه....تازه...استخر هم فکر نکنم بتونم برم... خلاصه....من با این همه خوشگذرونیی که داشتم...و حالا هم مثلا از دست دادم...بازم از رو نمیرم که.... کلی سیریش شدم تا مامانم اینا اجازه بدن رصد آسمان شب و برم...تازه....اونم با اینکه خودش (مامانم) هم باهام اومد...البته به اضافه ی دوست گلم...دینا جون
خلاصه..کلی خوش گذشت و حال داد...کاروانسرای شاه عباسی(قصر بهرام) رفتیم..جای خیلی خوبی بود..خیلی خیلی هم خوش گذشت..هوا خیلی خیلی خیلی سرد بود...البته تا ساعت ۲ من همون لباسی تنم بود که باهاش اومده بودم.. اما از ۳ به بعد...دیگه نمیشد تحمل کرد...۲تا جواب بلند پوشیده بودم...با کاپشت گرم گرم...بازم داشتم یخ میزدم...خیلییی....سرد شد یههو...اما خیلی خیلی خوش گذشت... کلی با دینا صوتی دادیم...و از شب تا صبح ام همه خندیدیم...راستی..کلی عکس ام گرفتم...(نجومی) اما هنوز اسکن نکردم.... عکسهام نسبت به سری پیش که اولین دفعم بود..خیلی بهتر شده..دفعه ی پیش(ابیانه) فقط یه عکسم خوب شد که از صورت فلکی عقرب گرفتم و یه شهاب باحال هم وسطش ثبت شد) اما به جز اون بقیه ی عکسام همه چرت در اومده بود..... این دفعه 12تا عکس خوب در اومد...یه عالمه هم از جبار جون ام گرفتم...(یه مخروطی-2تا نقطه ای-فکر کنم 2تا همه رد...) خلاصه...کلی خوش گذشت....اما حیف که نتونستم piggy back و primery focus رو امتحان کنم... چون تلسکوپشون دابسونی بود....البته من و دینا و مامانم به یه نتیجه ی مشترک رسیدیم...و اینکه هیچکدوممون از دابسونی خوشمون نمیاد... خلاصه....من خودم و کشتم اونجا با جبار...دینا که بیچاره کلافه شده بود...تو اون سرما تو حیاط کاروانسرا نگهش داشته بودم همهش میگفتم 2دقیقه دیگه میریم بالا...آخه هیچکدوممون کاپشن نداشتیم..داشتیم مییخیدیم.... وای وای وای....صوتی هامون و که اصلا نگوووو................ما اومدیم مثلا تا دوربین من داره دور قطبی میگیره...2متر اون ور ترش دراز بکشیم به آسمون نگاه کنیم و چرت و پرت بگیم...حرف درس شد و برام هم درس تاریخ ادبیاتی که غایب بودم و تعریف کرد...مثلا قرار بود غیبت کنیما.... موقعی هم که سرد شد...یعنی بعد از ساعت 2 و 3 ....که متاسفانه ماه هم طلوع کرد..خیلی بد شد چون نمیتونستم عکاسی کنم.... اما اونجا یه مشکل بزرگ داشت .....اینکه یه دونه هم موبایل ها آنتن نمیداد...به خاطر همین کلی همه نگران شدن..یادتون باشه خواستین برید یه همچین جایی قبلش بگین که آنتن نمیده....که نگران نشن... عکسهام هم بعد از اینکه اسکن شد میزارم تو وبلاگم..(به زودی...)
نوشته شده در پنجشنبه 3 آبان1386 توسط Ghazale.A | لينك ثابت
|